درآمد: 30 سال از درگذشت ارنست بلوخ گذشت. بلوخ فيلسوف «اميد» و فيلسوف «آينده» است.
او تاريخ را براي آينده باز ميخواند تا بداند چه ميبايست ميشد، كه نشد و بر اين بنياد حال چه بايد كرد. متن ذيل جستاري است درباب انديشههاي بلوخ.
***
ارنست بلوخ (Ernst Bloch) در ۸ ژوئيه ۱۸۸۵ در شهر لودويگسهافن (در ايالت راينلند–فالس آلمان) در خانوادهاي يهودي به دنيا آمد. از نوجواني استعداد فلسفي خود را نشان داد و همهنگام گرايشش را به پرداختن به سياست، سياستي كه جهان را تغيير دهد و بهتر كند. پس از به پايان رساندن دبيرستان به تحصيل فلسفه و فيزيك پرداخت. دكترايش را در سال ۱۹۰۸ گرفت با رسالههايي در باب شناختشناسي. در جواني در ارتباط با محفلي بود كه گرد ماكس وبر شكل گرفته بود. او در همراهي با گئورگ لوكاچ به اين محفل راه يافته بود. جنگ جهاني اول كه درگرفت، بدون ذرهاي ترديدِ ناسيوناليستي، با آن مخالفت كرد. آلمان را ترك كرد و به سوئيس رفت. در سال ۱۹۱۷ در لوكارنو كتاب «روح اتوپي» را نوشت، كه اثري شاخص انديشه فلسفه بلوخ است. پس از جنگ جهاني اول به آلمان بازگشت و در برلين اقامت گزيد. در برلين با كساني چون برتولت برشت، كورت وايل و آدورنو رفتوآمد داشت.
بلوخ پس از روي كار آمدن نازيها، آلمان را ترك كرد و مجددا به سوئيس رفت. او را از آنجا راندند، پس به ايتاليا رفت و از آنجا راهي اتريش شد. در وين با كارولا پيوتروسكا آشنا شد. با وي ازدواج كرد. اين ازدواج سوم او بود. كارولا و ارنست تا آخر عمر با هم ماندند. اندكي پيش از غلبه نازيها بر اتريش، ارنست و كارولا بلوخ اتريش را ترك كردند و راهي آمريكا شدند. آنان در آمريكا زندگي سختي را گذراندند. گذران زندگي با بشقابشويي ميسر ميشد. با وجود اين، ارنست بلوخ در آن سالهاي پرمشقت، كه جهان درگير جنگي فراگير و از هر نظر بيسابقه بود، پراميدترين كتاب خود را نوشت: «اصل اميد». كارولا و ارنست بلوخ پس از پايان جنگ و سقوط نازيها به آلمان برگشتند، به آلمان شرقي كه حوزه نفوذ شوروي بود و در آنجا در سال ۱۹۴۸ «جمهوري دموكراتيك آلمان» برپا شد. ارنست بلوخ را به عنوان ماركسيست و طرفدار شوروي در صدر نشاندند، اما ديري نپاييد كه از اين كار پشيمان شدند. ارنست بلوخ نيز از طرفدارياي كه از نظام استاليني كرده بود، پشيمان شد. انتقاد او به نظام چندان بالا گرفت كه او را از كار تدريس بازداشتند و بازنشستاش كردند. كارولا و ارنست بلوخ سرانجام آلمان شرقي را ترك كردند و در آلمان غربي اقامت گزيدند. ارنست بلوخ در آلمان غربي به عنوان استاد مهمان در دانشگاه توبينگن به تدريس فلسفه پرداخت. «درآمد توبينگني بر فلسفه» درسنامه اين دوران است. كلاسهايش پرطرفدار بودند. شنوندگان عمدتا دانشجوياني بودند با رويكرد انتقادي. بلوخ «اميد» آنان شد و بلوخ نيز به آنان «اميد» بست. بلوخ در ۴ اوت ۱۹۷۷ درگذشت.
فلسفه اميد
الگوي هستيشناسي سنتي درخت است، درخت، كه از ريشه برميآيد، ميبالايد و شاخه شاخه ميشود. اصل، ريشه است. در هستي شناسي بلوخ اصل ثمره نهايي است، آن جوانهاي است كه نوك تاج درخت است. اصل نه بودن، بلكه شدن، نه بودگي، بلكه شوندگي است. هستي هر پديده آن چيزي را نيز در برميگيرد كه آن چيز هنوز آن نشده است. «هنوز – نه» جزئي از هستي است، پاره اصلي هستي است. فلسفه بلوخ فلسفه «هنوز- نه» است، بر اين پايه «فلسفه اميد» است: الف هنوز ب نه - شده است، اميد ميرود كه بشود. اميد در جان جهان است، اميد جان جهان است.
اميد پوچ ايدئولوژيها
انسان بدون اميد نميتواند زنده باشد. پرسيدني است اما، اگر انسانها اميد مشخصي نداشته باشند، بر سر آنان چه ميآيد. ممكن است از نااميدي تباه شوند. اين نيز ممكن است كه به جاي اميدهاي مشخص و واقعي، اميدهايي واهي در سر بپرورانند. آيا وقتي كه توده اميدهاي مشخص خود را از دست بدهد، اتوپياي مشخصي نداشته باشد و آينده را نتواند واقعبينانه بسازد، به دليل نيازش به اميد اسير ايدئولوژيهايي نميشود كه اميدوار ميسازند، اما به جاي هدايت به سوي بهشت موعود جهان را به يك جهنم تبديل ميكنند؟ ميتوان گفت كه هرگاه مردمي اميد مشخص به تغيير را از دست بدهند، آن آمادگي را مييابند كه به دام اين ايدئولوژي بيفتند.
ابنسينا و چپ ارسطويي
ارنست بلوخ نوشته مختصري در باره ابن سينا دارد. عنوان آن «ابنسينا و چپ ارسطويي» است. منظور وي از «چپ ارسطويي» آن خط عقلگرايي است كه از ارسطو به ابن سينا، از طريق فلسفه مشائي ابن رشد به عقل گرايي و وحدت وجود اواخر قرون وسطاي اروپا ميرسد، جوردانو برونو را به اسپينوزا پيوند ميدهد و سرانجام هويت آشكار ماترياليستي پيدا ميكند. ارنست بلوخ متخصص فلسفه در جهان اسلام نيست، بدين جهت منتقدان نوشتهاش درباره ابنسينا را چندان دقيق نميدانند. اهميت كتاب در تأكيد بر عقلگرايي مشائي است كه آن ظرفيت را داشته است كه در ترجمان اروپايي خود، نظرهايي را به خود جلب كند، كه برخي تكانههاي فكري مهم آغاز عصر جديد را برانگيختهاند.
http://tehranemrooz.net/v2/Default_view.asp?NewsId=28992